حاج ملا هادي السبزواري
427
شرح مثنوى
زنندگى ، پس راه بريدند در شهرها ، و آيا مخلصى هست از تقدير ما ؟ ( ( 3743 ) ) جمله مرغان منازع بازوار * بشنويد اين طبل باز شهريار ن 377 15 - ك 135 34 طبل باز : يعنى طبل فتح ، اگر به زاء معجمه باشد . و مىشود به حسب تاب داشتن عبارت ، كه با راء مهمله باشد به معنى رخصت ، چون بار يافته و به معنى ساز مطرب و به پا ، به معنى پريدن آمده ، و اين مناسب با مرغان است ، مثل باز ( به معجمه ) به معنى مرغ معروف . ( ( 3745 ) ) حيث ما كنتم فولوا وجهكم * نحوه هذا الذى لم ينهكم ن 377 17 - ك 135 35 حيث ما كنتم : يعنى هر جا كه باشيد متوجه باشيد روى دل را به جانب او ، و اين چيزى است كه نهى نكرده است شما را از اين ، چه در حالت طهارت و چه در حالت حدث و خَبَث ، و چه در خلاء و چه در ملأ اذن داده ذكر نامى نامى خود را در هر حال . و امر تكوينى نموده كلّ را ، و مىبرد به سوى خود به نحو استكمال وجودى * ( أَلا إِلَى الله تَصِيرُ اَلأُمُورُ 42 : 53 ( 1 ) . ( ( 3752 ) ) زاغ ايشان گر به صورت زاغ بود * باز همت آمد بر او ما زاغ بود ن 378 3 - ك 136 1 ما زاغ بود : اشارت است به قول حق تعالى : * ( ما زاغَ اَلْبَصَرُ وَما طَغى 53 : 17 ( 2 ) ، يعنى زيغ و ضلال نداشت بصر پيغمبر و اعوجاج نداشت در آن چه مىديد و همچنين ورثهء او . ( ( 3754 ) ) و آن كبوترشان ز بازان نشكهد * باز سر پيش كبوترشان نهد ن 378 5 - ك 136 2 نشكهد : مضارع منفى از شكوهيدن به معناى ترسيدن . ( ( 3756 ) ) طوطى ايشان ز قند آزاد بود * كز درون قند ابد رويش نمود ن 378 7 - ك 136 3 ز قند آزاد : به نون است . و مىشود به ياء مثناة تحت [ قيد ] باشد . ليكن دوم كه : قند ابد : باشد البته به نون است . و در بعض نسخ « قند ادب رويش نمود » . كبك ايشان خنده بر شاهين زند در تعلق راه عليين زند ن ندارد - ك 136 4 راه عليين زند : يعنى بايد تعلق به حق داشت ، نه به عليين . ( ( 3758 ) ) منطق الطير آنِ خاقانى صداست * منطق الطير سليمانى كجاست ن 378 9 - ك 136 4
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 53 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء نجم ، آيهء 17 . .